
شاتل درآسمون امشو
سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان پخش شده از شبکه فارسی 1 |
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید! روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|

هشدار شیرین عبادی در گزارش به سازمان ملل :
دفتر شیرین عبادی با صدور اطلاعیه ای اعلام کرد این برنده جایزه صلح نوبل ، با ارسال گزارشی به اعضای شورای حقوق بشر سازمان ملل و همچنین کمیسر عالی این شورا ، ضمن تشریح وضعیت حقوق بشر در ایران ، با اشاره به سرکوب شدید معترضان به انتخابات 22 خرداد به آنها هشدار داده است که " در صورت تکرار وقایعی که در چند ماه گذشته اتفاق افتاد و ادامه سیاست های سرکوب گرانه و کشتار مردم بی دفاع هر لحظه بیم آن می رود که فاجعه ای به بار آید که نه تنها آرامش ایران بلکه منطقه را بر هم زند . " هموطنان من روزهای سختی را پشت سر گذاشته اند، پاسخ اعتراضات مسالمت آمیز خود را با گلوله و زندان دریافت می کنند. فیلم ها، عکسها و شاهدان فراوانی بر خشونتهای دولتی تاکید مینمایند و حتی در چند مورد قاتلین با دلیل و مدرک کافی، شناسائی و به مقامات دولتی و مردم معرفی شده اند ولی متاسفانه هیچ اقدامی در جهت دستگیری قاتلین و حتی کاهش خشونتها از سوی قوه قضائیه و سایر مسئولین حکومتی انجام نگرفته است. تعداد کثیری از فعالین سیاسی، مدنی و حتی فرهنگی با دلایل واهی دستگیر شده و برخی از آنان را با محاکمه ای چند ساعته و پشت درهای بسته محکوم به اعدام نموده اند. در ادامه این گزارش می خوانیم: "ایران تبدیل به زندان بزرگ روزنامه نگارانی شده که گناهی جز اطلاع رسانی ندارند و در حال حاضر ۳ ۶ نفر روزنامه نگار و عکاس خبری در زندان هستند. دانشجویان ایرانی با کوچکترین انتقاد روانه زندان شده و یا از تحصیل محروم میگردند. زنان ایران که خواهان تساوی حقوق هستند متهم به براندازی نظام جمهوری اسلامی شده و برای بیش از یکصد نفر از آنان پرونده کیفری ایجاد شده است. در بخش دیگری از این گزارش آمده است: "در چنین شرایطی مردم بی پناه ایران، با برخورداری از بلوغ سیاسی خود، بطور مسالمت آمیز بر خواستهای بر حق خویش که همانا دموکراسی و حقوق بشر است پای فشرده و استقامت میکنند. سئوال من از شما نمایندگان کشورهائی که عضو شورای حقوق بشر هستید آن است که تا چه زمان میتوان جوانان را به آرامش دعوت کرد؟ صبر و حوصله مردم ایران هر چند زیاد ولی بی انتها نیست. در پایان این گزارش می خوانیم: "همکاران ارجمند توجه داشته باشید که هر یک از ما در قبال تاریخ پاسخ گو و مسئول هستیم، مبادا که فردا در قبال ملتی بی پناه شرمنده زد و بندهای سیاسی خود باشیم."

بازداشت ۱۴ تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
در ادامه فشارهای نیروهای امنیتی در آستانه 22 بهمن، بر دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) بیش از 14 تن از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شده اند. براساس گزارش ندای سبز آزادی نیروهای امنیتی در طی هفته گذشته، 5 نفر از دانشجویان دانشگاه را با احضاریه تلفنی که توسط حراست دانشگاه انجام می شد، به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات فرستاده اند که همگی این دانشجویان بازداشت شدند و از ابتدای هفته تنها یکی از دانشجویان با خانواده خود تماس گرفته و از حضور خود در زندان اوین خبر داده است تا این لحظه از محل نگهداری سایر دانشجویان اطلاعی در دست نیست. در ادامه این پروژه نیروهای امنیتی شش نفر دیگر از دانشجویان را نیز با تماس تلفنی حراست دانشگاه به دفتر پیگیری احضار کردند که تا امروز خبری از بازگشت آنان در دست نیست. نکته بسیار مهم در این احضارها این مسئله است که اکثر دانشجویان احضار شده دانشجوی فعال سیاسی در سطح دانشگاه نبودند و حتی به کمیته انضباطی نیز فراخوانده نشده بودند. از سوی دیگر از طرف دادسرای عمومی و انقلاب تهران با 10 نفر از دانشجویان دانشگاه تماس گرفته شده و در اقدامی غیر قانونی آنها را به دادسرا احضار کرده اند و این در شرایطی است که با دهها نفر دیگر از دانشجویان این دانشگاه نیز تماس گرفته شده و آنها را تهدید به بازداشت در صورت حضور در تجمعات آینده کرده اند. این حالی است که بیش از 60 تن از اساتید دانشگاه در نامه ای خواستار پایان فشار های بی مورد بر دانشجویان شده بودند که رئیس دانشگاه امیرکبیر نیز قول پیگیری و توقف این اقدامات را به اساتید داد و اساتید نیز براساس این قول نامه خود را منتشر ننمودند. براساس گزارش رسیده به ندای سبز آزادی دانشگاه امیرکبیر شرایطی ناگواری طی می کند و فضای امنیتی و سختی را در آستانه 22 بهمن تحمل می کند.بازداشت ۱۴ تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ندای سبز آزادی: در ادامه فشارهای نیروهای امنیتی در آستانه 22 بهمن، بر دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران) بیش از 14 تن از دانشجویان این دانشگاه بازداشت شده اند. براساس گزارش ندای سبز آزادی نیروهای امنیتی در طی هفته گذشته، 5 نفر از دانشجویان دانشگاه را با احضاریه تلفنی که توسط حراست دانشگاه انجام می شد، به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات فرستاده اند که همگی این دانشجویان بازداشت شدند و از ابتدای هفته تنها یکی از دانشجویان با خانواده خود تماس گرفته و از حضور خود در زندان اوین خبر داده است تا این لحظه از محل نگهداری سایر دانشجویان اطلاعی در دست نیست. در ادامه این پروژه نیروهای امنیتی شش نفر دیگر از دانشجویان را نیز با تماس تلفنی حراست دانشگاه به دفتر پیگیری احضار کردند که تا امروز خبری از بازگشت آنان در دست نیست. نکته بسیار مهم در این احضارها این مسئله است که اکثر دانشجویان احضار شده دانشجوی فعال سیاسی در سطح دانشگاه نبودند و حتی به کمیته انضباطی نیز فراخوانده نشده بودند. از سوی دیگر از طرف دادسرای عمومی و انقلاب تهران با 10 نفر از دانشجویان دانشگاه تماس گرفته شده و در اقدامی غیر قانونی آنها را به دادسرا احضار کرده اند و این در شرایطی است که با دهها نفر دیگر از دانشجویان این دانشگاه نیز تماس گرفته شده و آنها را تهدید به بازداشت در صورت حضور در تجمعات آینده کرده اند. این حالی است که بیش از 60 تن از اساتید دانشگاه در نامه ای خواستار پایان فشار های بی مورد بر دانشجویان شده بودند که رئیس دانشگاه امیرکبیر نیز قول پیگیری و توقف این اقدامات را به اساتید داد و اساتید نیز براساس این قول نامه خود را منتشر ننمودند. براساس گزارش رسیده به ندای سبز آزادی دانشگاه امیرکبیر شرایطی ناگواری طی می کند و فضای امنیتی و سختی را در آستانه 22 بهمن تحمل می کند

موسوی: 22 بهمن روز جمع و روز جامع است
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، میرحسین موسوی از رهبران مخالف دولت از 22 بهمن به عنوان «روز جمع و روز جامع» نام برد و از مردم خواست با حفظ هویت، در این روز اثرگذار باشند.میرحسین موسوی جنبش سبز را جنبش جوانی نامید که جوانان در آن سهم بالایی دارند و گفت: جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.براساس گزارش سایت کلمه که اخبار موسوی را منتشر میکند، وی روز دوشنبه 19 بهمن در جمع دانشجویان تاکید کرد: جنبش سبز براساس منافع ملی حرکت میکند و با کسانی که عقاید ما را ندارند دوست است چون بخشی از ملت ما هستند.این نامزد انتخابات ریاست جمهوری اتهامهای حکومتی درباره وابستگی معترضان به بیگانگان را رد و تاکید کرد که جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچوجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمیدهد.این منتقد دولت در توضیح هجمهها علیه جنبش سبز تصریح کرد: هجمهها به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند.موسوی با انتقاد تلویحی از رییس دولت در استفاده ابزاری از شعارها، اعلام کرد: از یک سو نامههای مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف میفرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام میکنیم و سعی میکنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمیتوانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.وی این تلاش رییس دولت درمورد ارسال نامه برای سران کشورها را «ماجراجویی» نامید و تاکید کرد که جنبش سبز میخواهد تعامل سازنده با جهان داشته باشد، دچار ماجراجویی و افراط و تفریط نمیشود و براساس منافع درازمدت ملت حرکت میکند.
فاصله میان تغییرات اجتماعی و حاکمیت
به گمان موسوی، پیشرفتهای اقتصادی، تکنولوژی، گسترش فضای مجازی و ماهوارهها عملا آگاهی را در میان ملتها گسترش داده و موجب تغییرات عمیق درمیان ملت شدهاند.این منتقد دولت گفت که به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، حاکمیت این تغییر را نداشته است.موسوی اعلام کرد: به همین دلیل، یک عقبافتادگی را حس میکنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی میشود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابانها اتفاق میافتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمیشود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانهها، فضای آزادی و فضای گفتوگو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.موسوی به عنوان تذکر آخر گفته است که اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و تاکید کرده است که «وارسی ای-میلهای مردم و جستوجو در احوال شخصی مردم با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.»

اولین فتوای سیاسی آیت الله جوادی آملی:
اخلال در 22 بهمن حرام است


میرحسین موسوی:
میرحسین موسوی: جنبش سبز هیچ گونه وابستگی به کشورهای خارجی ندارد
یکی از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات در ایران، با تاکید بر این که جنبش سبز هیچگونه وابستگی به خارج از کشور ندارد، تاکید کرد که جنبش سبز در پی تعاملی سازنده با جهان است و دچار افراط و تفریط نخواهد شد. آقای موسوی روز دوشنبه در سخنانی در جمع گروهی از دانشجویان با رد ادعاهای حامیان دولت در باره «وابستگی جنبش سبز به بیگانگان» اظهار داشت: «اینجانب به صراحت اعلام میدارم به هیچوجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمیگیرد و بر اساس منافع ملی حرکت میکند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد.»
سیاوش کسرائی
19 بهمن، چهارده سال از فقدان خالق « آرش کمانگیر » میگذرد.
یادش گرامی
برف می بارد
برف می بارد به روی خار و خاراسنگ
کوهها خاموش
دره ها دلتنگ
راه ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ
بر نمی شد گر ز بام کلبه های دودی
یا که سوسوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد
رد پا ها گر نمی افتاد روی جاده های لغزان
ما چه می کردیم در کولک دل آشفته دمسرد ؟
آنک آنک کلبه ای روشن
روی تپه روبروی من
در گشودندم
مهربانی ها نمودندم
زود دانستم که دور از داستان خشم برف و سوز
در کنار شعله آتش
قصه می گوید برای بچه های خود عمو نوروز
گفته بودم زندگی زیباست
گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست
آسمان باز
آفتاب زر
باغهای گل
دشت های بی در و پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی خک عطر باران خورده در کهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن رفتن دویدن
عشق ورزیدن
غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کار کردن کار کردن
آرمیدن
چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پک نوشیدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن
بی تکان گهواره رنگین کمان را
در کنار بان ددین
یا شب برفی
پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
پیر مرد آرام و با لبخند
کنده ای در کوره افسرده جان افکند
چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد
زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
جنگلی هستی تو ای انسان
جنگل ای روییده آزاده
بی دریغ افکنده روی کوهها دامن
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشمهها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان
زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز
کودکانم داستان ما ز آرش بود
او به جان خدمتگزار باغ آتش بود
روزگاری بود
روزگار تلخ و تاری بود
بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره
دشمنان بر جان ما چیره
شهر سیلی خورده هذیان داشت
بر زبان بس داستانهای پریشان داشت
زندگی سرد و سیه چون سنگ
روز بدنامی
روزگار ننگ
غیرت اندر بندهای بندگی پیچان
عشق در بیماری دلمردگی بیجان
فصل ها فصل زمستان شد
صحنه گلگشت ها گم شد نشستن در شبستان شد
در شبستان های خاموشی
می تراوید از گل اندیشه ها عطر فراموشی
ترس بود و بالهای مرگ
کس نمی جنبید چون بر شاخه برگ از برگ
سنگر آزادگان خاموش
خیمه گاه دشمنان پر جوش
مرزهای ملک
همچو سر حدات دامنگستر اندیشه بی سامان
برجهای شهر
همچو باروهای دل بشکسته و ویران
دشمنان بگذشته از سر حد و از بارو
هیچ سینه کینهای در بر نمی اندوخت
هیچ دل مهری نمی ورزید
هیچ کس دستی به سوی کس نمی آورد
هیچ کس در روی دیگر کس نمی خندید
باغهای آرزو بی برگ
آسمان اشک ها پر بار
گر مرو آزادگان دربند
روسپی نامردان در کار
انجمن ها کرد دشمن
رایزن ها گرد هم آورد دشمن
تا به تدبیری که در ناپک دل دارند
هم به دست ما شکست ما بر اندیشند
نازک اندیشانشان بی شرم
که مباداشان دگر روزبهی در چشم
یافتند آخر فسونی را که می جستند
چشم ها با وحشتی در چشمخانه هر طرف را جست و جو می کرد
وین خبر را هر دهانی زیر گوشی بازگو می کرد
آخرین فرمان آخرین تحقیر
مرز را پرواز تیری می دهد سامان
گر به نزدیکی فرود اید
خانه هامان تنگ
آرزومان کور
ور بپرد دور
تا کجا ؟ تا چند ؟
آه کو بازوی پولادین و کو سر پنجه ایمان ؟
هر دهانی این خبر را بازگو می کرد
چشم ها بی گفت و گویی هر طرف را جست و جو می کرد
پیر مرد اندوهگین دستی به دیگر دست می سایید
از میان دره های دور گرگی خسته می نالید
برف روی برف می بارید
باد بالش را به پشت شیشه می مالید
صبح می آمد پیر مرد آرام کرد آغاز
پیش روی لشکر دشمن سپاه دوست دشت نه دریایی از سرباز
آسمان الماس اخترهای خود را داده بود از دست
بی نفس می شد سیاهی دردهان صبح
باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور
دو دو و سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
کم کمک در اوج آمد پچ پچ خفته
خلق چون بحری بر آشفته
به جوش آمد
خروشان شد
به موج افتاد
برش بگرفت وم ردی چون صدف
از سینه بیرون داد
منم آرش
چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن
منم آرش سپاهی مردی آزاده
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
مجوییدم نسب
فرزند رنج و کار
گریزان چون شهاب از شب
چو صبح آماده دیدار
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد
دلم را در میان دست می گیرم
و می افشارمش در چنگ
دل این جام پر از کین پر از خون را
دل این بی تاب خشم آهنگ
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم
که تا بکوبم به جام قلبتان در رزم
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما سبو و سنگ را جنگ است
در این پیکار
در این کار
دل خلقی است در مشتم
امید مردمی خاموش هم پشتم
کمان کهکشان در دست
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم
ستیغ سر بلند کوه ماوایم
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا نیر است آتش پر
مرا باد است فرمانبر
و لیکن چاره را امروز زور و پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز
پس آنگه سر به سوی آٍمان بر کرد
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد
درود ای واپسین صبح ای سحر بدرود
که با آرش ترا این آخرین دیداد خواهد بود
به صبح راستین سوگند
بهپنهان آفتاب مهربار پک بین سوگند
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد
پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند
زمین می داند این را آسمان ها نیز
که تن بی عیب و جان پک است
نه نیرنگی به کار من نه افسونی
نه ترسی در سرم نه در دلم بک است
درنگ آورد و یک دم شد به لب خاموش
نفس در سینه های بی تاب می زد جوش
ز پیشم مرگ
نقابی سهمگین بر چهره می اید
به هر گام هراس افکن
مرا با دیده خونبار می پاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز می گیرد
به راهم می نشیند راه می بندد
به رویم سرد می خندد
به کوه و دره می ریزد طنین زهرخندش را
و بازش باز میگیرد
دلم از مرگ بیزار است
که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است
ولی آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است
ولی آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکاراست
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایسته آزادگی این است
هزاران چشم گویا و لب خاموش
مرا پیک امید خویش می داند
هزاران دست لرزان و دل پر جوش
گهی می گیردم گه پیش می راند
پیش می ایم
دل و جان را به زیور های انسانی می آرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند
نقاب از چهره ترس آفرین مرگ خواهم کند
نیایش را دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد
برآ ای آفتاب ای توشه امید
برآ ای خوشه خورشید
تو جوشان چشمه ای من تشنه ای بی تاب
برآ سر ریز کن تا جان شود سیراب
چو پا در کام مرگی تند خو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم
به موج روشنایی شست و شو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم
شما ای قله های سرکش خاموش
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید
که ابر آتشین را در پناه خویش می گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد
امدیم را برافرازید
چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید
زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوه ها لغزید کم کم پنجه خورشید
هزاران نیزه زرین به چشم آسمان پاشید
نظر افکند آرش سوی شهر آرام
کودکان بر بام
دختران بنشسته بر روزن
مادران غمگین کنار در
مردها در راه
سرود بی کلامی با غمی جانکاه
ز چشمان برهمی شد با نسیم صبحدم همراه
کدامین نغمه می ریزد
کدام آهنگ ایا می تواند ساخت
طنین گام های استواری را که سوی نیستی مردانه می رفتند ؟
طنین گامهایی را که آگاهانه می رفتند ؟
دشمنانش در سکوتی ریشخند آمیز
راه وا کردند
کودکان از بامها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیر مردان چشم گرداندند
دختران بفشرده گردن بندها در مشت
همره او قدرت عشق و وفا کردند
آرش اما همچنان خاموش
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او
پرده های اشک پی در پی فرود آمد
بست یک دم چشم هایش را عمو نوروز
خنده بر لب غرقه در رویا
کودکان با دیدگان خسته وپی جو
در شگفت از پهلوانی ها
شعله های کوره در پرواز
باد غوغا
شامگاهان
راه جویانی که می جستند آرش را به روی قله ها پی گیر
باز گردیدند
بی نشان از پیکر آرش
با کمان و ترکشی بی تیر
آری آری جان خود در تیر کرد آرش
کار صد ها صد هزاران تیغه شمشیر کرد آرش
تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون
به دیگر نیمروزی از پی آن روز
نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند
و آنجا را از آن پس
مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند
آفتاب
درگریز بی شتاب خویش
سالها بر بام دنیا پکشان سر زد
ماهتاب
بی نصیب از شبروی هایش همه خاموش
در دل هر کوی و هر برزن
سر به هر ایوان و هر در زد
آفتاب و ماه را در گشت
سالها بگذشت
سالها و باز
در تمام پهنه البرز
وین سراسر قله مغموم و خاموشی که می بینید
وندرون دره های برف آلودی که می دانید
رهگذرهایی که شب در راه می مانند
نام آرش را پیاپی در دل کهسار می خوانند
و نیاز خویش می خواهند
با دهان سنگهای کوه آرش می دهد پاسخ
می کندشان از فراز و از نشیب جادهها آگاه
می دهد امید
می نماید راه
در برون کلبه می بارد
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ
کوه ها خاموش
دره ها دلتنگ
راهها چشم انتظاری کاروانی با صدای زنگ
کودکان دیری است در خوابند
در خوابست عمو نوروز
می گذارم کنده ای هیزم در آتشدان
شعله بالا می رود پر سوز
شنبه 23 اسفند 1337

کروبی: من به 'این' حکومتی دینی اعتقادی ندارم
متن ترجمه شده این گفتگو به شرح زیر است:
اشپیگل: حجت الاسلام کروبی، هفتۀ پیش شما ظاهرا در مصاحبه با یک خبرگزاری نزدیک به حکومت اظهار داشته اید که محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور به رسمیت می شناسید. این موضوع صحت دارد؟
کروبی: در مصاحبه با آن خبرگزاری هم گفتم من این دولت را قانونی نخوانده ام و سر حرف خودم می مانم: انتخابات به طرز صحیحی برگزار نشده است. اما خب این دولت دارد هر روز کار انجام می دهد. حتی اگر به وسیلۀ کودتا هم روی کار آمده باشد باز باید برای کارهایی که می کند پاسخگو باشد.
اشپیگل: این صحبت شما پیشنهادی برای سازش تلقی شده است.
کروبی: اظهارات من گامی به عقب نیست، اما گامی به جلو هم نیست. از جانب ما نشانه ای از آمادگی برای سازش وجود ندارد. از جانب طرف مقابل هم چنین آمادگی ای وجود ندارد. اصلا نه در معترضین و نه در حکومت خبری برای سازش نیست.
اشپیگل: خواسته های شما از حکومت برای برون رفت از بحران چیست؟
کروبی: زندانیان سیاسی باید آزاد شوند. ما به آزادی مطبوعات و اجتماعات نیازمندیم. قانون انتخابات باید عوض بشود و انتخابات آزاد برگزار شود. در این صورت دولت کنونی نمی تواند دوام بیاورد و بر سر قدرت بماند.
اشپیگل: روز پنجشنبه مهمترین سالروز انقلاب است. شما در تظاهرات شرکت خواهید کرد؟
کروبی: امسال هم مثل همه سال ها از هنگام انقلاب سال ۱۹۷۹ به این طرف در تظاهرات شرکت می کنم. من جایی به این دریای بزرگ انسانی خواهم پیوست و از قبل هم محل خاصی را اعلام می کنم.
اشپیگل: آیا شما با میرحسین موسوی قرار و مداری گذاشته اید و یا توافق هایی کرده اید؟
کروبی: توافق های ما و قرار و مدارهامان جنبۀ سازمانی و تشکیلاتی ندارد. اما ما روابط دوستانه ای با هم داریم. مثلا به تازگی ایشان به خانۀ ما آمده بودند و ما دربارۀ اعدام های اخیر با هم صحبت کردیم .
اشپیگل: حکومت دو نفر را اعدام کرد که ظاهرا به یک حزب پادشاهی افراطی تعلق داشتند.
کروبی: هدف از این اعدام ها ایجاد رعب و وحشت است. اما با این کارشان زخم ها را عمیق تر می کنند.
اشپیگل: حکومت چهره ای خشن از خود نشان می دهد. با وجود این، شما هواداران خود را به اعتراض دعوت می کنید؟
کروبی: ما مردم را فرا می خوانیم تا در تظاهرات رسمی سی و یکمین سالروز انقلاب شرکت کنند. اما ما تعیین تکلیف نمی کنیم که تظاهرکنندگان در کدام راه پا بگذارند، به کجا بروند و چه بکنند.
اشپیگل: مردم مدتهاست شعار «احمدی نژاد باید برود» را می دهند. بعضی ها در خواست استعفای رهبر انقلاب آیت الله علی خامنه ای را دارند. اینها شعارهای شما هم هستند؟
کروبی: در یک تظاهرات بزرگ، آدم ها با مواضع مختلفی جمع می شوند. بعضی از این شعارها درست هستند و برخی دیگر انحرافی و نادرست. بعضی ها مثل من دولت را به رسمیت نمی شناسند. ما می گوئیم مواظب شعارهای ساختارشکنانه باشید؛ شعارهایی را که ساختارشکن هستند و بهانه ای به دست حکومت می دهد تا به آنها حمله بکنند، ندهند.
اشپیگل: پس به نظر شما مردم باید از خواست برکناری آیت الله خامنه ای صرفنظر کنند؟
کروبی: من نمی خواهم وارد چنین مباحثی بشوم. بحث ما انتخابات ریاست جمهوری است، بحث سر آزادی هایی است که در قانون اساسی ما تصریح شده است و بحث سر دولتی است که لیاقت ادارۀ کشور را ندارد.
اشپیگل: در این میان تظاهرکنندگان بسیار از شما فراتر رفته اند؛ از شما و موسوی.
کروبی: شعارها از هر دو سو به شکل روزافزونی رادیکال تر می شوند. این نتیجۀ سرسختی های حکومت و نیروهای امنیتی است.
اشپیگل: آیا جنبش اعتراضی از رهبران خود فاصله گرفته است؟
کروبی: موسوی و من سالیان سال در مناصب پرمسئولیت خدمتگزار مردم بوده ایم. به همین دلیل هم تا حدودی نفوذ داریم. موسوی تشکیلاتی ندارد، ولی حزب من با محدودیت هایی مواجه شده است. این اعتراضات در حقیقت جنبش مردمی است و اقشار مختلفی در آن هستند و مستقل عمل می کنند.
اشپیگل: در این میان تمام نظام زیر سؤال رفته است.
کروبی: مردم ایران از آگاهی سیاسی بالایی برخوردارند. من روی شعور و بلوغ مردم حساب می کنم.
اشپیگل: خشونت در حال بالا گرفتن است. هرج و مرج کشور را تهدید می کند.
کروبی: من اساساً هرگونه خشونتی را محکوم می کنم. اگر نیروهای انتظامی به آدم ها حمله کنند البته کار به تخطی می انجامد. البته این طرف مقابل است که کار را به اینجا رسانده که اینها از خودشان دفاع می کنند. امکان دارد ما کنترل را از دست بدهیم. اما مسئولیت آن به عهدۀ دولت است.
اشپیگل: آیا دولت موفق می شود در این دورۀ چهار ساله دوام بیاورد.
کروبی: به نظر من همین الان هم دولت با زور سر کار مانده است. اگر احمدی نژاد دیگر پشتیبانی نشود همین پارلمان محافظه کار او را به زیر می کشد. بسیاری از گروه های محافظه کار نیز او را قبول ندارند. او با حمایت نیروهای نظامی سر کار مانده است.
اشپیگل: غرب چه کمکی می تواند به جنبش اعتراضی بکند؟
کروبی: هر جنبشی باید متکی به مردم خودش باشد و کشورهای خارجی وقتی کمک رسانی می کنند این کمک ها را بر اساس منافع ملی می کنند. همین قدر که خارجی ها اخبار نادرستی در مورد ما منتشر نکنند برای ما کافی است. مثلا اینکه بگویند جنبش ما مرده.
اشپیگل: شما به آیندۀ حکومت دینی معتقد هستید؟
کروبی: بله من همچنان به حکومت دینی اعتقاد دارم. اما نه به آن حکومت دینی که در نماز جمعه اش آدم ها از این خوشحالی کنند که بچه های ملت شان کشته شده اند و حتی آنجا اعلام کنند که بیش از این باید بکشند. من به آن حکومت دینی اعتقاد دارم که بر اساس دین رحمانی وعده اش را قبل از انقلاب به مردم داده بودیم.
منبع: سحام نیوز
درخواست سیصدهزارمسلمان آمریکائی:
برای آزادی ابرهیم یزدی
سیصد هزار نفر از مسلمانان آمریکا در نامهای به آیت الله خامنهای خواستار آزادی دکتر یزدی شدند. به این نامه که هفته پیش ارسال شده، هنوز جوابی داده نشده و دبیرکل نهضت آزادی برغم بیماری و کهولت سن همچنان در زندان و در شرایطی نامساعد به سرمی برد. این در حالیست که آزاد شدگان از بند 209 زندان اوین خبر داده اند دکتر ابراهیم یزدی تحت فشارهای شدید بازجویان قرار دارد.یکی از این زندانیان به روز گفته است: "معمولا در بند 209 بازجویی ها در اطاق های دربسته انجام میشود وکسی خبری از بازجویی کسی ندارد اما بازجویان این گونه ملاحظات را برای دکتر یزدی کنار گذاشته اند و چند نفره از وی بازجویی های طولانی به عمل می آورند، به طوریکه یکبار صدای آنها به وضوح در بند پیچید که یزدی را محکوم به اقدام علیه امنیت ملی می کردند، اما وی در پاسخ به آنها میگفت آن کسی که روز عاشورا به روی مردم گلوله گشود وآنکه دستور تیراندازی به روی مردم را داداقدام علیه امنیت ملی کرده است."ؤ

میرحسین موسوی:
جنبش سبز مسالمتآمیز است
میرحسین موسوی، از سران معترضان، روز دوشنبه گفت: « حرکت جنبش سبز از اول مسالمتآمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.» آقای موسوی در دیدار با شماری از دانشجویان و جوانان با اشاره به سهم جوانان در جنبش سبز، ابراز خوشحالی کرد که خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است و جنبه احساسی ندارد. آقای موسوی یکی از مهمترین مشکلات کشور را فاصله بین تغییرات روز جامعه و حاکمیت دانست که به چالش بسیارعمیقی منتهی میشود. وی گفت: « راه حل مسائلی که در خیابانها اتفاق میافتد، با توپ و تفنگ حل نمیشود. بلکه با فضای آزاد، گفتوگو و عقل قابل حل است.» میرحسین موسوی با اشاره به دستگیریهای بعد از انتخابات خردادماه، گفت: « برخورد با حرکتهای مسالمتآمیز به نام اسلام، باعث اسلامگریزی میشود.»
یه شعرازاو...
لغزنده چون اثیر .
رخشنده چون شهاب .
رقصنده چون فریب .
گیرنده چون شراب .
پوینده چون امید .
گوینده چون نگاه ،
پاینده چون خیال .
سوزنده چون گناه ،
فرخنده چون شباب .
دل زنده چون بهار ...
اینست آنچه من ،
خوانم به نام : « یار »
دیدار میرحسین با گروهی از دانشجویان در آستانه ۲۲ بهمن
در آستانه ۲۲بهمن ماه و سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب صبح امروز مهندس میرحسین موسوی در دیداری صمیمی با جمعی از دانشجویان و جوانان سراسر کشور به بیان دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی پرداختند. به گزارش کلمه در این جلسه ابتدا بیانیه جمعی از دانشجویان و جوانان حامی میرحسین توسط یکی از دانشجویان قرائت شد و سپس مهندس موسوی با تیریک ایام دهه فجر به تحلیل چگونگی پیروزی انقلاب وآنچه که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم اتفاق افتاد ،پرداختند. مشروح سخنان میر حسین موسوی در این دیدار تا ساعاتی دیگر در اختیار مخاطبین قرار می گیرد. به گزارش کلمه متن کامل بیانیه جمعی از دانشجویان و جوانان حامی مهندس موسوی به شرح زیر است: صفحات تاریخ ایران یادآور سلحشوری های دلیرمردان و شیرزنانی ست که جان خود را در راه مبارزه با دیو خودکامگی و استبداد فدا کرده اند و پرچم این نهضت نسل به نسل بر دوش فرزندان پاک این کهن دیار بوده است. سی و یک سال پیش زمانی که انقلاب اسلامی ایران در میان موجی از امید و ایمان به پیروزی رسید همه نیک می دانستند که راهی بس طولانی و دشوار در راه تحقق کامل آرمان های انقلاب داریم
عتصاب و اعتراض کارگری در پی اخراج ٣٠٠٠ کارگر تونل میدان توحید
امروز ۱۸ بهمن؛ تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه شریف
کلمه: حدود ۱۰۰۰ نفراز دانشجویان دانشگاه شریف در اعتراض به دستگیری یاران دربندشان امروز یکشنبه ۱۸ بهمن ساعت ۱۲۳۰تجمع اعتراضی داشتند . به گزارش ندای سبز آزادی دانشجویان از جلوی ساختمان ابن سینا به سمت درب اصلی دانشگاه حرکت کردند . دانشجویان شعار می دادند: الله اکبر – زندانی سیاسی آزاد باید گردد . وهمه باهم سرود یاردبستانی میخواندند

مراسم تشییع جنازه قربانیان حادثه ریزش بهمن روز گذشته با حضور حمید سجادی معاون ورزشی سازمان تربیت بدنی برگزار شد. به گزارش ایلنا، روز گذشته طی مراسم ویژه و با شکوهی که در مجموعه ورزشی شهید شیرودی با حضور جمع کثیری از اهالی قدرشناس ورزش، مسئولین و خانواده های داغدار برگزار شد، پیکر «فرشاد خلیلی خوشه مهر» و «سعید طاهری» دو تن از قربانیان حادثه ریزش بهمن در میان غم و اندوه حاضرین تشییع و سپس در قطعه نام آوران و قهرمانان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد. در این مراسم حمید سجادی معاون سازمان تربیت بدنی، «نصیرپور» نماینده مجلس شورای اسلامی و تنی چند از مسئولان اداره کل تربیت بدنی استان تهران، فدراسیون ها و هیئت ها حضور داشتند. پیکرهای «مهدی خراسانی»، «حمید کاظمزاده»، «اکبر کشاورز» و «نادیا آنجفی» نیز پس از تشییع به بهشت زهرا (س) منتقل و به خاک سپرده شدند و پیکر «مجید شه پری» در شهرستان میانه و «علی اکبر ابراهیم زاده» در قائم شهر تشییع و تدفین شد.
مراسم تشییع پیکر کوهنوردان عزیزمان 1388/11/18
برف سردی که آنان را گرفت
آتشی بود بر قلب های ما
کوهنوردان عزیز: فرشاد خلیلی - اکبر کشاورز - نادیا آنجفی - سعید طاهری - محمد مهدی خراسانی - حمید کاظم زاده - مجید شهیری